تو چشماش اشک لبریز بود
کسی درکش نمی کرد
نمییفهمید باید چی کار کنه
به طور مدوام به خودش می گفت :«آخه .... اینم زندگیه که تو داری .... خاک بر اون سرت ......»
می خواست آدم باشه ولی خودش ، خودشو تحقیر می کرد
دوست داشت از اول زندگیش عاشق باشه
ولی نمی دونست که کسی هم عاشقش هست یا نه ؟؟
اون نتونست خودشو درست کنه و ... .
اون نتونست .
دلم براش می سوزه چون کسی اونو نفهمید.
لیلی یک بار دلش گرفت
مجنون صد بار مرد و زنده شد
لیلی به رویا رفت
مجنون دیگر بیدار نشد